تن بی سر
م ـے گفت:
« شرمنــــــده ام که با ســـر وارد محــشر شوم و اربــابم بے ســر وارد شود؟»
بعدشــهادت وصیت نامه اش را آوردند. .
نوشته بود قبــرم را در کتــابخانه مسجد المهــدے کنـــدم..
سراغ قبر که رفتند دیــدند که برای هیکــلش کوچیکه. وقتے جنــازه ش اومد قبر اندازه اندازه بود، انــدازه تـטּ بے ســرش. . .
شهید حاج شیرعلے سلطانی
مسئول تبلیغات تیپ امام سجاد علیه الســلام
تولــد 1327 فارس.شیراز
شهادت: 2/1/1361 غرب شوش، عملیات فتح المبیـטּ
پ ن :
سرباز روح الله بودن مهم نیست…
مهم سرباز موندنه…
خیلی ها دوران خدمتشون تموم شد…
با هر دوز و کلکی خدمتو تموم کردند…
ولی اونایی که موندند…
مصداق شدند به این بیت…
ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم…
او به ظاهر گشت عاشق ما به معنی سوختیم…





هوالنور، او نور است، او نور علی نور است، او همان است که خارج می کند مؤمنان را از تاریکی ها به سوی نور. این نور کجاست؟ او ما را به کجا می برد؟ کدام سرزمین است که مسافران آن راهیان این نورند؟ چشمان چه کسی در این دریای ظلمت فانوس دریایی شده و از گمراهی نجات می بخشد؟ کدام مصباح هدایت است که مأوای این نور شده؟ این شهود و دیدار سید و بزرگ کدام گروه است، که واژه مقدس شهادت را معنا می بخشد. جستن پاسخ این سؤالات دغدغه کسانی است که سعادت را در این شهادت و دیدار می بینند. همانها که از اسارت در لجنزار دنیا خسته اند و به دنبال عروج بر نیزه می گردند. آنان که معتقدند گاه دنیا آنقدر تاریک می شود که جز با گدازه های داغ خیمه های به آتش کشیده شده روشنی نمی یابد. کسانی که می دانند گاه دنیا آنقدر در گناه و ظلم غرق می شود که تنها خون پاکان را طلب می کند برای اصلاح. اینجا مکانی است برای کسانی که می کوشند این پاکان و معنای خون دادنشان را درک کنند و آرزو دارند به آنان بپیوندند. می کوشند برای درک این لذت، کسب این حال، تلاش برای رسیدن به همان نور...