زندگی نامه پیش مرگ مسلمان کرد شهید محمد سلیم لطفی
محمد سلیم، فرزند علی خان در ششم اردیبهشت ماه سال 1330 در روستای «هشمیز» از توابع بخش «ژاورود» شهرستان سنندج در خانواده ای مستضعف دیده به جهان هستی گشود. فقر مالی محمد سلیم را از تحصیل باز داشت و او به اجبار از نعمت سواد محروم گردید و به سلک مریدان حضرت امام (ره) پیوست.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی چون دیگر مسلمانان آزاده کردستان در جبهه ی دفاع از انقلاب اسلامی قرار گرفت و به مبارزه با بی خدایان پرداخت.
با پاکسازی منطقه از لوث وجود ضد انقلاب، برای پایان دادن به شرارت های دشمن و به منظور دفاع از مردم مظلوم منطقه در برابر عناصر ضد خلقی، به جمع پیشمرگان مسلمان کرد پیوست و سوگند یاد کرد تا آخرین نفس در برابر دشمنان انقلاب اسلامی پایمردی کند.
او در عملیات های مختلفی حضور پیدا کرد و حماسه آفرینی نمود. این آزاد مرد مسلمان، پس از مجاهدت های فراوان، سرانجام در شب بیستم فروردین ماه سال 1362 در حمله عناصر مزدور ضد انقلاب به پایگاه روستای «تازه آباد چهل گزی» پس از دفاعی مردانه، شربت گوارای شهادت را نوشید و به جمع جاودانه های تاریخ پیوست.
محمد سلیم، با اینکه سواد نداشت اما از درک معلومات زیادی برخوردار بود، مسایل سیاسی را خوب می فهمید و آنها را تجزیه و تحلیل می کرد. در روستایشان هنوز کسی با نام امام خمینی (ره) آشنا نشده بود و از انقلاب اسلامی خبر نداشت، اما او با تعدادی از انقلابیون در شهر «سنندج» ارتباط داشت و اطلاعات زیادی در زمینه ی رهبری حضرت امام (ره) و انقلاب اسلامی داشت.
یک بار، چند روز به سنندج رفت، وقتی که برگشت، تمثال رهبر کبیر انقلاب را آورده بود، آن را بر دیوار کاه گلی منزل نصب کرد.مردم روستا وقتی فهمیدند، می آمدند تصویر را نگاه می کردند و محمد سلیم در مورد شخصیت امام (ره) و اهداف انقلاب اسلامی برای آنها توضیح می داد مردم و را با اندیشه های امام (ره) آشنا می کرد.
+ نوشته شده در ساعت توسط مبارز
|
هوالنور، او نور است، او نور علی نور است، او همان است که خارج می کند مؤمنان را از تاریکی ها به سوی نور. این نور کجاست؟ او ما را به کجا می برد؟ کدام سرزمین است که مسافران آن راهیان این نورند؟ چشمان چه کسی در این دریای ظلمت فانوس دریایی شده و از گمراهی نجات می بخشد؟ کدام مصباح هدایت است که مأوای این نور شده؟ این شهود و دیدار سید و بزرگ کدام گروه است، که واژه مقدس شهادت را معنا می بخشد. جستن پاسخ این سؤالات دغدغه کسانی است که سعادت را در این شهادت و دیدار می بینند. همانها که از اسارت در لجنزار دنیا خسته اند و به دنبال عروج بر نیزه می گردند. آنان که معتقدند گاه دنیا آنقدر تاریک می شود که جز با گدازه های داغ خیمه های به آتش کشیده شده روشنی نمی یابد. کسانی که می دانند گاه دنیا آنقدر در گناه و ظلم غرق می شود که تنها خون پاکان را طلب می کند برای اصلاح. اینجا مکانی است برای کسانی که می کوشند این پاکان و معنای خون دادنشان را درک کنند و آرزو دارند به آنان بپیوندند. می کوشند برای درک این لذت، کسب این حال، تلاش برای رسیدن به همان نور...