من دو دست دارم و تو یک دست...
حسین رضایی از همرزمان شهید حسین خرازی میگوید: در زمان تاسیس سپاه شهید خرازی از اولین پاسداران استان اصفهان محسوب میشد و آشناییم با شهید خرازی از زمان تاسیس سپاه آغاز شد و بعد از آن، این شهید به کردستان رفت و ما هم به مناطق جنوبی رفتیم و زمانی که جنگ تحمیلی آغاز شد شهید خرازی هم به جنوب آمد.
شهید خرازی در کردستان فرمانده گروه ضربت کردستان بود و تمام دغدغهاش آسیب نرسیدن به مردم این خطه بود و توصیه این شهید به دوستانش این بود که این مردم کُرد را از منافقین جدا کنید که در حق مردم ستم دیده کُرد اجحافی نشود. زمانی که شهید خرازی به درجه فرماندهی رسید مجددا در عملیاتهایی همچون والفجر 2 و 4 در کردستان شرکت کرد و سپس در سال 65 در عملیات کربلای 5 به فیض شهادت نائل آمد.
در آن زمان رزمندههای استان اصفهان عموما با هم بودند و همین موضوع سبب شده بود تا برخی از آنها خودشان را بالاتر از بقیه بدانند پس از این قضیه شهید خرازی شورای تیپ که از بچههای اصفهان بودند را دور هم جمع کرد و گفت: برادران عزیز اگر شما برای خدا آمدید خدا هم اعمال شما را همسطح میکند و اگر برای غیر خدا آمدید اینجا جای شما نیست.
نحوه مجروحیت شهید خرازی
دست راست شهید خرازی، سال 62 در عملیات طلائیه بر اثر برخورد ترکش گلوله خمپاره قطع شد و پس از سه ماه دوره درمان بهبود پیدا کرد و مجددا به لشگر امام حسین(ع) بازگشت و این شهید از زمانی که دستش قطع شد و تا زمانی که به شهادت رسید به هیچ کس اجازه نمیداد که کارهایش را انجام بدهد تا جایی که یک بار در مکانی که با هم تنها بودیم به شهید خرازی گفتم من دو دست دارم و تو یک دست، اجازه بده تا لباست را بشویم و در آن لحظه شهید از دست من بسیار ناراحت شد. شهید خرازی احترام خیلی زیادی به نیروهای تحت امر خود قائل بود.
شهادت
زمانی که حاج حسین از سنگر بیرون آمد یک ترکش گلوله خمپاره از پشت به قلبش اصابت کرد.یک پتو روی پیکرش انداختیم تا رزمندهها در حین عملیات متوجه به شهادت رسیدن حاج حسین نشوند چرا که محبوبیت بسیاری در میان رزمنده ها داشت.
+ نوشته شده در ساعت توسط مبارز
|
هوالنور، او نور است، او نور علی نور است، او همان است که خارج می کند مؤمنان را از تاریکی ها به سوی نور. این نور کجاست؟ او ما را به کجا می برد؟ کدام سرزمین است که مسافران آن راهیان این نورند؟ چشمان چه کسی در این دریای ظلمت فانوس دریایی شده و از گمراهی نجات می بخشد؟ کدام مصباح هدایت است که مأوای این نور شده؟ این شهود و دیدار سید و بزرگ کدام گروه است، که واژه مقدس شهادت را معنا می بخشد. جستن پاسخ این سؤالات دغدغه کسانی است که سعادت را در این شهادت و دیدار می بینند. همانها که از اسارت در لجنزار دنیا خسته اند و به دنبال عروج بر نیزه می گردند. آنان که معتقدند گاه دنیا آنقدر تاریک می شود که جز با گدازه های داغ خیمه های به آتش کشیده شده روشنی نمی یابد. کسانی که می دانند گاه دنیا آنقدر در گناه و ظلم غرق می شود که تنها خون پاکان را طلب می کند برای اصلاح. اینجا مکانی است برای کسانی که می کوشند این پاکان و معنای خون دادنشان را درک کنند و آرزو دارند به آنان بپیوندند. می کوشند برای درک این لذت، کسب این حال، تلاش برای رسیدن به همان نور...