شهیدی که مکان قبرش را پیش بینی کرد
زمستان سرد ۱۳۵۹ روزهای سختی برای مردم ایران بود در حالی که ملت شریف ایران در تدارک برگزاری دومین سالگرد پیروزی انقلاب بودند بیش از چهار ماه بود که خاک ایران مورد تعدی دشمن بعثی قرار گرفته بود در همین حال بود که یک یک بچه های خوب انقلابی همچون لاله سرخی به خود پیچیده و به ملکوت پرواز می کردند.
تاریخ ۶ دی ماه ۱۳۵۹ مراسم شب چهلم سردار رشید اسلام فرمانده اطلاعات و عملیات شهید اصغروصالی تهرانی در بهشت زهرا با حضور چمعی از مردم شهید پرور پاسداران، بسیجیان و نیروهای معروف باقی مانده از دستمال سرخ ها برگزار شد.
بعد از قرائت فاتحه نثار آن شهید عزیز به همراه برادر عباس داورزنی در قطعه ۲۴ بهشت زهرا در حال قدم زدن بودیم که ناگهان پای برادر داورزنی لیز خورد و داخل یکی از قبرهای خالی افتاد، دستش را گرفتم و بلندش کردم. ایشان بلافاصله فرمودند برادر چراغان شک نکن اینجا قبر من است. بنده این حرف را به شوخی گرفتم؛ فردای آن روز به اتفاق برادر داورزنی و تعدادی دیگری از بچه های اطلاعات و عملیات عازم منطقه گیلانغرب شدیم. بعد از استقرار در منطقه برادر عباس داورزنی هنگام بازگشت از منطقه بازی دراز و برای ماموریت جمع آوری مین بر اثر ترکش خمپاره ۱۲۰و برخورد با یکی از مین هایی که داخل کوله پشتی اش بود منفجر و سرش از بدن جدا و به درجه رفیع ضهادت نائل آمد و پیکر مطهر این شهید عزیز ۲ روز بعد در همان قبری که ذکر شد به خاک سپرده شد.
لازم به توضیح است که شهیدعباس دوارزنی از اوائل انقلاب و با شروع درگیری های کردستان به فرماندهی شهید اصغر وصالی حضور داشت که یک بار هم به سختی مجروح و بالافاصله به منطقه بازگشت.
تصاویر زیر مربوط به دوران دفع مقدس جانباز حسن چراغان می باشد:



+ نوشته شده در ساعت توسط مبارز
|
هوالنور، او نور است، او نور علی نور است، او همان است که خارج می کند مؤمنان را از تاریکی ها به سوی نور. این نور کجاست؟ او ما را به کجا می برد؟ کدام سرزمین است که مسافران آن راهیان این نورند؟ چشمان چه کسی در این دریای ظلمت فانوس دریایی شده و از گمراهی نجات می بخشد؟ کدام مصباح هدایت است که مأوای این نور شده؟ این شهود و دیدار سید و بزرگ کدام گروه است، که واژه مقدس شهادت را معنا می بخشد. جستن پاسخ این سؤالات دغدغه کسانی است که سعادت را در این شهادت و دیدار می بینند. همانها که از اسارت در لجنزار دنیا خسته اند و به دنبال عروج بر نیزه می گردند. آنان که معتقدند گاه دنیا آنقدر تاریک می شود که جز با گدازه های داغ خیمه های به آتش کشیده شده روشنی نمی یابد. کسانی که می دانند گاه دنیا آنقدر در گناه و ظلم غرق می شود که تنها خون پاکان را طلب می کند برای اصلاح. اینجا مکانی است برای کسانی که می کوشند این پاکان و معنای خون دادنشان را درک کنند و آرزو دارند به آنان بپیوندند. می کوشند برای درک این لذت، کسب این حال، تلاش برای رسیدن به همان نور...